سوال ۷:توسط:سلام

 با سلام
ببخشید من جایی برای ارسال سوالم پیدانکردم که از این راه اقدام کردم
ایا برای کسانی که در شهرهای دیگه هستن امکان دسترسی مستقیم به استاد علی پور نیست؟
خیلی دوست دارم در مسیر سلوک الی الله باشم ولی متاسفانه استاد مناسبی رو پیدا نمی کنم و فقط با خوندن کتاب و دستور العمل هایی که در سخنرانی ها می شه کار رو جلو می برم(البته اگه جلو بره) مطالب این وبلاگ و صحبت ها و دستورالعمل های استاد خیلی کمکم می کنه و به دلم می شینه می خواستم ببینم که ما نمی تونیم از ایشون استفاده کنیم؟
بنده دانشجو و ساکن شیرازم
ویه سوال دیه ایا ممکنه کسی بدون استاد بتونه به مقامات قرب برسه؟

پاسخ:

با سلام خدمت برادر عزیز
کسی که همه ی ما را هدایت میکند خداست  و همه باید چشم امید به هدایتهای خودش بدوزیم.و او حاضر و ناطر اعمال ماست و از قلب ما آگاه است. ما اگر از ته دل از خدا هدایت و رسیدن به کمالات انسانی که همان بندگی و معرفت اوست بخواهیم،و در عمل هم به آنچه میدانیم با تمام قوا عمل کنیم،خداوند مهربان قطعا راه را برای ما باز میکند و شرایط رسیدن به استاد را فراهم میکند.
الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا(کسانی که در راه ما مجاهده کردند ما راه رسییدن به خودمان را به آنها نشان میدهیم)
شاید آشنایی اجمالی شما با استاد علیپور نمونه ای از این هدایتها باشد.
شما میتوانید با گرفتن شماره تلفن از این سایت و وقت گرفتن از استاد میتوانید حداقل یکبار محضرشان برسید و برای نحوه ادامه  ارتباط ،کسب تکلیف کنید.
در مورد لزوم یا عدم لزوم استاد به کتاب جهاد اکبر حضرت امام(ره)مراجعه کنید.


سوال۶:توسط: .

با سلام واحترام محضر شما سروران عزیز.

سوالی که برای حقیر پیش آمده بود این است که آیا عشق(پاک)ورزیدن به دیگری یعنی فرد موردنظر برای ازدواج از منظر اسلام و اخلاق درست است یا نه؟.1

خیلی خوشحال شدم ازاین که یک صفحه ای دیگر در مورد فطرت وحقیقت ادمی درفضای مجازی دیدم انشا ا.. مورد تاییدات خاصه حضرت حق باشد.التماس دعا

پاسخ:

با سلام و آروزي سلامت و توفيقات حضرتعالي
در پاسخ به پرسش حضرتعالي نكاتي را به عرض مي‌رسانم. اميدوارم شما را به پاسخ سؤال نزديك كند
 
آنچه معشوق حقیقی است و انسان با تمام وجود دانسته و ندانسته به دنبال اوست، خداي متعال است. چرا كه انسان به دنبال كمال، جمال و خير مطلق و بي نهايت است و اين يعني خدا. عشق به غيرخدا اي بسا ناشي از غفلت و هوس باشد. البتّه اگر انسان با وجود دچار شدن به عشق بتواند تقوا و پاكدامني پيشه كند، عشقش را بپوشاند، جهاد بزرگي كرده و مأجور خواهد بود. عشق مجازي در اين صورت اميد است كه به عشق حقيقي منجر شود و خداي متعال عشق خود را به عنوان پاداش چشم پوشي از عشق مجازي به انسان ارزاني كند
امّا بايد بدانيم كه چنين عشق‌هايي اغلب باعث كور شدن چشم عقل و خرد انسان مي‌شود و انسان را از واقع بيني باز مي‌دارد. احساسات و عواطف به اصطلاح عاشقانه نسبت به جنس مخالف كه موجب يك نوع لذّت هم مي‌شود، در واقع برخاسته از غریزه‌ی جنسی و از آثار روانی آن است. لذّت بردن از این احساسات و عواطف عاشقانه نیز امري حرام و غيراخلاقي است. در ضمن اگر رابطه‌ی عاشقانه به ازدواج منجر شود، عشق کم رنگ شده و فروکش خواهد کرد و چنين ازدواج‌هايي اغلب ناپايدار و آسيب پذير است. به قول افلاطون، وصال مدفن عشق است و به قول چینی‌ها، ازدواج گورستان عشق است. زندگی امری جدّی است و چشم و گوش باز و عقل لازم دارد. با ورود به زندگی از خواب و خیال عشق و احساسات خام و موهوم بیدار می‌شویم و مستی عشق از سرمان می‌پرد. عشق و محبّت واقعي، بعد از محرمیّت و در متن زندگي شكل مي‌گيرد. انسان باید عاقلانه ازدواج کند و عاشقانه زندگی کند
 

سوال5: توسط:بانوي اردي بهشت

با عرض سلام و ادب

خيلي خوشحالم كه با اين وبلاگ زيبا و فوق العاده آشنا شدم. متاسفانه خيلي دير با استاد اشنا شدم. ولي باز خدا رو شاكرم. و از اولين ديدارم با استاد علي پور خيلي هيجان زده بودم.

يه دغدغه خيلي مهم دارم كه جوابتون خيلي برام راهگشاست. البته شروع كردم به خوندن جزوه فطرت. و ميدونم كه راه خودشناسي خيلي طولانيه. اراده ميخواد و اميد و همت و صبر. منم به ياري حق، شروع كردم به قدم زدن تو اين راه و لذت بردن از اين شيوه زيستن.

ولي اين دغدغه خيلي روي سلامتي جسمي و تمركزم اثر گذاشته و ميخوام زودتر به جواب برسم.خواهش ميكنم راهنماييم بكنيد. در مورد تعامل اجتماعي و حدود روابط با نامحرم ها در محيط هايي مثل دانشگاه و كتابخونه و حتي دنياي مجازي مثل وبلاگ. اگر بخوايم خشكه مقدس و مذهبي افراطي نباشيم، و از طرف ديگه تفريطي و خيلي راحت هم نباشيم، مرز و حدود بحث هاي علمي و اجتماعي، احوالپرسي، تاثير گذاري مثبت، تا چه ميزانه؟ چه حدي قائل باشيم كه هم احساس گناه نكنيم و در دلمون تشويش به وجود نياد، و از طرف ديگه به روز باشيم و از تعامل با جنس مخالف، هم تجربه اجتماعي كسب كنيم و هم از سواد و انرژي مثبت و خوش اخلاقي و خيلي امتيازات اخلاقي و علمي مثبت اقايون(البته نه همه و در همه جا) استفاده كنيم؟!

 

پاسخ: حدود روابط را شرع معیّن کرده، یعنی بیم افتادن در گناه نباشد و این را هر کس خودش می‌تواند تشخیص دهد(بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ). مردها نوعاً در برابر حذّابیت‌های زنان ضعیف و تأثیرپذیرند، لذا از لطافت و ظرافت قولی و فعلی باید پرهیز شود. مرد سالم طبیعتاً تحت تأثیر قرار می‌گیرد مگر این که با تقوا باشد و البتّه اهل تقوا هم از موقعیّت‌های ناچیز گناه هم می‌گریزند. تشخیص رسوخ ملکه‌ی تقوا در مردان هم کار آسانی نیست ولذا باید همان قاعده‌ی کلّی را رعایت کرد تا احتمال خطر از جانب زن از بین برود. البتّه مردها اگر به قول قرآن مرض قلبی(فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ) داشته باشند، در برخورد با زنان عفیف و محجّبه نیز ممکن است به گناه بیفتند. ولی در اینجا خودشان مسئول‌اند و زنان تقصیری ندارند.اگر ذوق ایمانی ما رشد کند و تقوا و حسّاسیّت فطری ما قوی شود، نگاهمان به مسائل و حساب و کتابمان فرق می‌کند و خوب می‌فهیم که از این روابط چه به دست می‌آوریم و چه ممکن است از دست بدهیم.نمی‌توان توقّع داشت که هم روابط اجتماعی راحت داشته باشیم و هم از آسیب‌های آن در امان باشیم. در حالی که می‌دانیم امروزه روابط اجتماعی با وضعی که دارد به طور کلّی خالی از آلایش‌های نفسانی نیست.لذّت عاطفی و احساسی که اغلب در اثر تکرار روابط دختر و پسر حاصل می‌شود(یعنی همان عشق یا وابستگی احساسی) نیز در واقع نوعی کدورت قلبی و گناه محسوب می‌شود.البتّه در اسلام منعی برای فعالیّت‌های اجتماعی و روابط ضروری و لازم وجود ندارد. به شرط رعایت حدود و پرهیز از گپ و گفت‌های باز و بگو بخند و غیره که اغلب مبتلابه است. در هر صورت ارتباط و گفت و گوها نباید به لذّت بردن منجر شود. حقیقت این است که زمانی که انسان در ابتدای راه است و هنوز بسیار ضعیف است، نمی‌توان از آسیب‌های محتمل گریخت و اساساً از دست نفس و شیطان هیچ وقت نباید احساس امنیت داشته باشیم.

این مطلب را هم خدمتتان عرض کنم خداوند مهربان و کریم است.واگر ما از ته دل به او پناه ببریم ما را حفظ خواهد کرد.توسل به اهل بیت علیهم السلام مخصوصا آقا امام رضا علیه السلام را فراموش نکنید.

التماس دعا


سوال4: توسط:همت اوغلو

با سلام . بنده نيز مدتي از استاد استفاده كردم . به استاد اعتقاد دارم و ... حيف كه ادامه ندادم .

اما سوال : من به حاضر بودن خداوند معتقدم

ارتباط حوادث و اعمال معتقدم

اينكه اعمالمان هر هفته به امام عرضه مي شود

اينكه هرلحظه ممكنه مرگ سراغمان بيايد

اما بعضا باز دانسته دانسته مرتكب گناه مي شوم . چرا ؟

 

پاسخ: سلام علیکم ورحمه الله

خدارا شکر کنید که با استادی مثل حاج آقا علیپورمرتبط شده اید این ارتباط را حفظ کنید وبه خدا توکل کرده از اهل بیت علیهم السلام استمداد کنید تا انشاالله به تدریج این علمی که دارید با مجاهده و عمل به ایمان تبدیل شده تمام وجودتان را بگیرد. دلسرد نباشید و به مراقبه و مخصوصا محاسبه بیشتر اهمیت دهید انشاالله به خواسته تان می رسید.الذین قالو ربنا الله ثم استقامو تتنزل علیهم الملائکه...

 

 


سوال۳: توسط:مهدی

سلام علیکم.میخواستم بپرسم اگرکسی حق الناسهای گذشته شوجبران نکنه ایاهیچوقت سیرالی الله نخواهدداشت وبه حقایق درقران نخواهدرسید یااینکه ناقص سیرخواهدکرد

 

 

پاسخ: سلام علیکم و رحمه الله

ما باید برای جبران گناهان گذشته مخصوصا حق الناس تلاش کنیم و تنبلی نکنیم ودر این راه به خدا توکل کرده از اهل بیت علیهم السلام استمداد کنیم تا راه خلاص شدن از اینها را به ما نشان دهند ولی جایی که کاری از دست ما برنمی­آید خداوند مهربان به کرم و رحمتش جبران میکند. ما نباید ودر هیچ شرایطی از رحمتش ناامید شویم.


سوال۲: توسط:saeed

من دچار تنگی نفس و عدم تمرکز و بی حوصلگی سردرد و در نتیجه ناتوانی در مراقبه شده ام. میدانم امتحان الهی است ولی همه زندگی و حال من رو بهم ریخته. میشه من و بیشتر راهنمایی کنید. در ضمن میخوام در مورد این جمله برام بیشتر توضیح بدید: برای نفس عمیق عدد7 هم وارد شده

 

 

پاسخ: سلام عیکم و رحمه الله

راه خودسازی فراز و نشیب فراوان دارد و این فراز و نشیب عوامل مختلف. بعضی حالات عامل معنوی دارد بعضی عامل مادی و جسمی.ما باید با برسی دقیق عوامل این بی­حالی را کشف کنیم بعد با توکل به خدا و استمداد از اهل بیت علیهم السلام اقدام به حل آن عوامل بکنیم.مثلا این مشکل شما شاید از ضعف جسمانی باشد،که در اینصورت باید برنامه­ های تقویت جسم را دقیقتر انجام دهید(ناشتا سیب خوردن،صبحانه­ ی مقوی و به موقع،پیاده روی، استنشاق،نفس عمیق در بین الطلوعین،بگو بخند و ....)

شاید هم عامل معنوی دارد مثل گناهان ظاهری و باطنی(اذیت دیگران مخصوصا پدر و مادر،بی محلی نسبت به دیگران،عدم کنترل زبان،عجب،کبرو....)که چاره­ ی آن توبه و استغفار است.ناگفته نماند تقویت اراده و تمرین حضور ذهن در این مورد خیلی موثر است.

در آخر اگر بعد از انجام همه ­ی این کارها حالمان بهتر نشد، باید صبر کنیم و به قضای الهی راضی باشیم قطعا بهتر خواهد شد.

  این دل غمدیده حالش به شود دل بد مکن         وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

معنای جمله هم این است که هر روز هفت مرتبه نفس عمیق بکشیم.

 


سوال۱: توسط:حامد

سلام برادر عزیز

تشکر از وبلاگ خوبت

بنده دو سال از محضر استاد استفاده کردم

تا کسی خودشو اصلاح نکنه نمیتونه از استاد استفاده کنه

الان حدود 4 ساله که با حاج آقا رابطه نزدیکم قطع شده چون میخام کاملا پاک بشم بعد از محضر چنین اشخاصی کسب فیض کنم

ولی به کلاسهای عمومی ایشان در مسجد فاطمه زهرا میروم

ولی خیلی دوست دارم که بازم اون ارتباطم با حاج آقا برقرار بشه

بعضی وقتها بجای پیشرفت پسرفت میکنم

شما نظر خاصی در این مورد ندارین؟

 

پاسخ: باسلام و آرزوی توفیق

به اصطلاح علمای اخلاق تربیت نفس چند مرحله دارد اولین مرحله­ ی آن تخلیه است.یعنی قلب و نفس را از آلودگی­ها پاک کردن.بعد از آن تحلیه و تجلیه که همه ­ی اینها تحت نظراستاد باید باشد و انسان خودش به تنهایی نمیتوانداین مراحل را طی کند چون به افراط و تفریط می­افتد.مانمیدانیم چه چیز پیشرفت است و چه چیز پسرفت.شاید در همان حالی که فکر میکنیم داریم پیشرفت میکنیم،درحقیقت پسرفت کرده ­ایم و برعکس.....

باید در اولین فرصت مرتبط بااستاد شوید و همه­ ی حالاتتان را به محضرشان منتقل کنید تا شما را راهنمایی کند و از افراط و تفریط جلوگیری کند.ارتباط بااستاد امری ضروری و فوری است و شیطان و نفس به بهانه­ های مختلف مارا به تسویف می­اندازد.یعنی امروز و فردا کردن. شرکت در جلسات عمومی به هیچ وجه کافی نیست.

یک مطلب را هم اشاره­ای عرض کنم خدمتتان که ما نباید هیچ وقت از خودمان راضی بشویم که الان دیگه پاک شدم و میتونم از محضر استاد استفاده کنم.وگرنه این اول سقوط است.