ارزش فوق العاده وقت و مدیریت زمان

" اساسا انسانهاي تيزبين و ژرف نگر، از سرعت حركت ، زمان را متوجه مي شوند.

 هرچه انسان سرعت حركت زمان را بهتر بفهمد براي لحظه لحظه ي عمرش اهميت بيشتري قائل مي شود.

اگر قرار باشد به اردویی برویم فکر می کنیم کی  به اردو خواهيم رفت، دوروز بعد به اردو خواهيم رفت، يك ساعت ديگر حركت مي كنيم. بعدا اگر دقت كنيم مي بينيم كه اردو به زودي تمام مي شود. و اندكي بعد خواهيم گفت: اردو تمام شد. اين را همه احساس مي كنند ولي هركس بسته به لطافت روحش سرعت حركت زمان را حس مي كند. هرچه روح لطيف تر شود، جدي تر سرعت حركت زمان را حس مي كند.

نكته اي كه مهم است اين است كه: اگر انسان به قبل از رسيدن موعدي ( قبل از انجام كاري يا رسيدن دوره اي) به آن توجه كند، فاصله تا آن زمان را بسيار زياد مي بيند ولي اگر بعد از اتمام آن، در آن نظر كند با خود مي گويد كه چه زوذ تمام شد. اين اصل براي همه قابل درك است و درك آن سخت سخت نيست.

فرض كنيد همين الان تصميم بگيريم دو دقيقه عميقا فكر كنيم و برگرديم به آن زماني كه كلاس اول ابتدايي بوديم. آن روزها مي گفتيم كي روزي مي رسد كه كلاس پنجمي بشويم؟ وقتي از پايين نگاه مي كنيم مي گوييم كي؟ پنج سال مانده تا آن موعد برسد. ولي وقتي از بالا نگاه مي كنيم حتي از باز و بسته كردن پلك چشم كه شايد صدم ثانيه هم طول نكشد، كمتر بنظر برسد. كل آن پنج سالي كه در نگاه از پايين بسيار بسيار بنظر مي رسيد حال پلك برهم زدن بسيار طولاني تر از آن به نظر مي رسد.

همانطوركه عرض شد سرعت زمان و ارزش لحظه لحظه ي همه متناسب با پاكي روح هر فرد است. براي اينكه مطلب را با فرمايش معصوم (ع) نوراني كنيم و براي اينكه نمونه اي باشد از عميق خواندن دعا (براي گرفتن درس زندگي) درِ خانه ي امام سجاد (ع) مي رويم و فرازهايي از ادعيه را ذكر مي كنيم تا ببينيم از نگاه معصوم ارزش عمر چقدر است؟

ائمه (ع) مي فرمودند: ادعيه را زياد بخوانيد و مكرر بخوانيد، چون انسان فراموشكار است ولو اينكه مطلبي را الان خوب درك كرده باشد، نيم ساعت بعد كه حال و هوايش عوض شد آن را فراموش مي كند. لذا به ما فرموده اند اينها (ادعيه) را مكرر بخوانيد تا بالخره اثر بگذارد.

حضرت به خدا چنين عرض مي كند:

اَعِنّی بِالْبُکآءِ عَلی نَفْسی فَقَدْ اَفْنَیتُ بِالتَّسْویفِ وَالاْمالِ عمري، وقد نَزَلَت نفسي منزلة الآيسين من خيري، فمن يكون أسوء حالاً منّي إن أنا نُقلت على مثل حالي إلى قبري.

ما الان نگاه مي كنيم مي گوييم صدسال عمر مي كنيم. به دانشگاه و حوزه یا استخدام و تشكيل زندگي و ... فكر مي كنيم و خيال مي كنيم فرصت زيادي داريم. اين فكر شبيه فكر همان بچه اي است كه در كلاس اول ابتدايي است و فكر مي كند راه طولاني تا كلاسهاي بالاتر دارد. (كه مثال آن گذشت) امام (ع) توجه ما را به آن طرف قضيه مي برد و مي فرمايد: آن لحظه اي كه جان مي دهيم در آن هنگام اين حال براي ما ايجاد مي شود كه چه زود گذشت. امام به ما يادآوري مي كند كه اي انسان قبل از اينكه اين حال براي تو ايجاد شود؛ الان متوجه باش.

به عنوان مثال كسي كه كنكوري است، چقدر حس مي كند كه اي كاش فهم الانم، عقل الانم، فكر الانم از اول دبيرستان با من بود. با خود مي گويد: آن موقع مي توانستم آينده ام را درست تر بسازم. اين احساس وقتي به وجود مي آيد كه ارزش زندگي را فهميده باشد. حضرت به ما مي فرمايد:

و اعني: خدايا خودت كمكم باش. من كه لياقت لازم را ندارم؛ شيطان و نفس و فضاهاي آلوده مرا اسير كرده است.

و اعني بالبكاء علي نفسي: لياقت و فهمي بده كه قبل از اينكه جان دهم خودم به حال خودم گريه كنم، خودم براي اوضاع و احوالم، براي حال نزارم، براي بيچارگي ام گريه كنم. قبل از اينكه بطور جبري بيچارگي ام معلوم شود، الان متوجه وضع خرابم شوم.

فقد افنيت بالتسويف و الامال عمري: چرا كه عمرم را با امروز و فردا كردن تمام كرده ام. عمرم را با چيزهاي بيهوده بسر برده ام. در طول اين عمر، روزهايي بوده كه حال خوشي پيدا كردم، متوجه خدا شدم. از فضاي گناه آزاد و به فضاي نوراني رسيده ام مثل شهدا و افراد نوراني شدم، تصميم گرفتم افراد منحرف را عميق تر شناختم ولي همين كه ساعت يا نهايتا چند روز از اين حال و احوال گدشت همه اش را فراموش كردم.

اما چون در درونم پاكيزگي و لياقتي به نام فطرت وجود دارد او مكرر به من نبش مي زند و مي گويد: تا كي؟ ارده كن. تصميم بگير! محكم باش. همين كه مي خواهم تصميم بگيرم و شروع كنم نفس مانع مي شود. موجب ميشود چنين بگويم: از فردا شروع مي كنم، بعد از اتمام فلان كار دست به اقدام عملي مي زنم، بعد از اتمام فلان درس مبارزه با گناه را شروع مي كنم. به اين هدف ها در اصطلاح عربي «تسويف» مي گويند. حضرت مي فرمايد: اين تسويف مرا خانه خراب كرد. مرا بيچاره كرد.

و قد نزلت منزله الايسين من خيري: اين تسويف آنقدر شان مرا كاست كه كم كم به جايي برسد كه مرا در قبر مي گذارند، آنگاه مي فهمم هيچكس حالش از من خراب تر نيست! آن روزي كه ديگر هيچ اختياري ندارم و جبرا متوجه اين حقيقت مي شوم.

و مالي لاابكي: من چرا ننشينم و حال خود را بررسي نكنم و به حال زار و نزار خون گريه نكنم.

و لا ادري الي مايكون مصيري: من درك نمي كنم سرانجامم چه خواهد شد!؟

نكته اي كه اينجا هست اين است كه همه ي انسانها اين چنين احساسي را دارند. مثلا  دانش آموز يك هفته قبل از امتحانات فكر مي كندكه سرانجام چه نمره اي خواهد گرفت؟ يا كسي كاري را شروع مي كند و مدام با خود فكر مي كند كه آيا اين كار به نتيجه ي خوبي مي انجامد؟

اين يعني اين چنين احساس را معمولا همه دارندولي نكته ي ظريف اينجاست كه چون نگرش انسان كوتاه است، چيزهاي كوچك را مي بيند. حال اگر نگرش انسان عميق شود و افق كارش باز شود به مراتب بيش از نگراني براي نمره، نگران اين خواهد بود كه سرانجامم چه خواهد شد. حال اگر نگرش انسان عميق تر شود، قلبش پاك تر شود، به جايي مي رسد كه از نگراني گريه اش مي گيرئ.

فرمايش امام در ادامه به اينجا مي رسد كه:

قد خفقت عند راسی اجنـحة الموت، فما لی لا ابکی، ابکی لخروج نفسـی، ابکی لظلمة قبری : خدايا! من الان سرم گرم اين و آن رفيق و كار و گناه و .... است و بعضي چيزها را نمي فهمم ولي در آن لحظه اي كه جان مي دهم، آن لحظه اي كه همه ي اختياراتم را از دست مي دهم و ديگر چشم نمي بيند، پا تكان نمي خورد و دست به هدف من گوش نمي كند، تازه مي فهمم كه من هيچ بوده ام و بدين قدر ناتوان بوده ام.

امام (ع) حال آن زمانمان را الان به ما مي فهماند. خوشا به حال كسي كه اين مفهوم را الان درك كند. خوشا به حال دانش آموزي كه آن احساسي را كه در كلاسهاي كنكور دارد در كلاس اول ابتدايي يا اول راهنمايي داشته باشد.

آن وقت بايد ديد آن دانش آموز به كجاها كه نمي رسند؟

حضرت مي فرمايد: از همين الان متوجه آن حقيقت آخر كار باش.

در ماه شعبان و رمضان و ... بايد در مكتب اهل بيت (ع) و در مكتب قرآن بنشينيم و رموز زندگي مان را كشف كنيم و مسير زندگي مان را بيابيم. نه اينكه فقط بخوانيم و رد شويم وو با صداي خوش و ... خدا اين ايام را مي آورد كه اين معارف وارد زندگي مان شدند و با اين معارف تعيين سرنوشت كنيم و مسير زندگي مان را بيابيم.

امام (ع) اين را به ما مي فهماند كه براي همه چيز وقت مي گذاريم؛ بيابيم و يك دقيقه هم در طول روز به اين فكر كنيم كه موقع جان دادن به چه حالي دچار مي شويم و اوضاعمان چگونه خواهد بود.

اگر به اين حقيقت پي ببريم آنگاه وقتي وارد نماز مي شوي واقها حالمان حال نماز مي شود. ديگر حال و هوايمان عوض مي شود.

 

كوزه اي را در نظر بگيريد كه آب آن به شدت در تلاطم است. اگر با اين حالت آب، بخواهيم ليواني را از اين آب پر كنيم؛ آب بسياري بيرون از ليوان مي ريزد و همه جا هم خيس مي شود. اين حركت و هيجان آب، اي بسا فشار آورد و آب خود ليوان را به زمين بريزد. اما اگر كوزه را يكي دو دقيقه به حال خود گذاريم تا آب آن آرام شود وضعيت ديگري پيش مي آيد. آن وقت مي توانيم ليوان را پر كنيم و چه بسا قطره اي هم بيرون نريزد.

انسان در اين عالم متناسب با حال و هواي خودش – درونش در تلاطم است، روحش درگير هيجانات است، شايد در هم ريخته است و در معرض امواج گناه است؛ حال اگر انسان با اين حال وارد نماز شود، ديگر آن نماز، نماز واقعي نمي شود. اگر حال و هواي طبيعت را وارد نماز كنيم، آن حال و هوا، حال و هواي نماز را كنار مي زند و اصلا نمي فهميم نماز كي شروع و كي تمام مي شود. آن نمازي كه بايد ما را چند دقيقه از اين عالم مي بريد و وارد عالمي درگر از زندگي مي كرد كه نه تنها ما وارد آن زندگي نشديم بلكه با اين حال و هوا آ‹ را كنار زد و بازهم بر ما جاكم شد.

لذا فرموده اند چند دقيقه قبل از نماز- اگر مقدور بوذ ده دقيقه، اگر نشد پنج دقيقه و اگر نشد حداقل يك دقيقه- توجه مان را از كل اين عالم قطع كنيم و بنشينيم و در حال خودمان و با توجه، اين هيجانات دنيوي را كنار بگذاريم و به ياد مرگ باشيم؛ احساس كنيم كه جان مي دهيم؛احساس كنيم از اين عالم مي رويم؛ توجهي به حال و هواي لحظه ي مرگمان، لحظه ي خاكسپاري مان بكنيم. به اين ترتيب حال و هواي طبيعت در ما فروكش مي كند. حال اگر با اين حال و هوا وارد نماز شويم، ميتوانيم  از آثار و بركات نماز فسض ببريم.

البته كه هر كسي به استعداد خودش فيض مي برد. پس نتيجه آنكه، چيزي كه دائما مي تواند انسان را كنترل كند و هوس اورا بشكند و او رابرشيطان چيره گرداند ياد مرگ است. اين روشي است كه امام (ع) به ما ياد داده است. البته اين يكي از چند روش موجود است. از بركات ياد مرگ آن است كه لحظات عمرمان را جدي بگيريم.

در ادعيه، فرازهاي بسياري هستند كه اشاره به همين مضمون دارند و با توجه به اينكه ماه مبارك در راه است، ان شاء ا... در خواندن ادعيه دقت كافي داشته باشيم و لازم نيست در خواندن ادعيه خودمان را زياد خسته كنيم. و فقط نخواهيم دعا را از اول تا آخر بخوانيم- البته همين كار بسيار مفيد و خوب است و اگر فرصت داشته باشيم همين كار را مي كنيم- ووقت مخصوصي براي عميق شدن در ادعيه كنار بگذاريم و روي آن فرازهايي كه مي توانيم درك كنيم نمركز كنيم و آن را با زندگي خودمان تطبيق دهيم، درس زندگي بگيريم و راه زندگي را پيدا كنيم و بدين ترتيب ان شاءا... حداكثر استفاده را از ماه مبارك ببريم.

لازم است  با زحمت دلسوزانه، متعهدانه و از روي وظيفه ديني جوانان قابلي پرورش يابند و جاي خالي رزمندگان، شهدا، علماي رباني و ... كه دشمنان اسلام جنايتكارانه آنان را از چنگ ما در آورند، را پر كنند. خدا توفيق دهد در فضاهايي چنين جاي خالي ان عزيزان پر شود زيرا كه تا ظهور حضرت، جامعه بشدت به نيروهاي اجرايي دولت اسلامي در سطح جهان نياز دارد. امروز در جامعه مي بينيد كه در نظام مقدس جمهوري اسلامي وقتي يك مسئول درست تربيت نشده باشد، چه مصيبت هايي به بار مي آورد. چه زحماتي را با يك هوسراني اش به باد ميدهد. حكومت حضرت هم به نيروهاي احرايي در سطح جهان نياز دارد. چنين اهداف بزرگي را بايد نشانه بگيريم. خداي ناكرده فكر نكنيم  زمانی آمد و ماهم آمديم و خورديم و شنيديم و گفتيم و هواخوري كرديم و تمام شد. هرگز اين چنين نيست! مسئولين عزيز دغدغه هاي بزرگي دارند و در راس مقام معظم رهبري كه اگر ايشان درد ها و هدف دلش را براي ما بازگو كند و از داغ سينه اش باخبر شويم، مي فهميم چه دردهايي ايشان دارند. چه انتطاراتي از جوانان پاك و مومن دارند.

آنان كه فطرتشان پاك است و گرفتار گناهان بزرگ نشده اند، سريع تر مي توانند حقايق را يافت كنند و در راستاي تربيت توجيدي قرار گيرند و بالاخره قابليت درك و زمينه سازي و حضور در حكومت جهاني را داشته باشند و منشا خدمات بزرگي براي حضرت باشند. انشاءا... ماهم شريك در آن قدمها و خدمات باشيمو خلاصه آنكه هرچه بينش ما به ادعيه و قرآن بازتر شود هم معناي حود زندگي را بهتر درك مي كنيم و هم حركتمان در زندگي سالم تر مي شود.